شعردرموردمحرم

خرید بک لینک


اين خلق نابكار به ما پشت پا زدند


در ابتداي راه، حقيرانه جا زدند


ما را به چند كيسه ي درهم فروختند


مولا ميا به كوفه،كه قيد تو را زدند

از پشت بام بر سر اين پيك نامه بر


با خنده سنگ هاي زمخت جفا زدند

هرسنگشان دقيق به لب مي خورد حسين


از آن هزار سنگ،يكي را خطا زدند

آن هم كه خورد گوشه ي پيشانيم،ولي


با قصد امتحان به جبين شما زدند

افتادم از بلندي و غضروف هاي من


با لحن جانگداز، شما را صدا زدند


اما سه هفته بعد شنيدم ز روي دار


طبل شروع غائله ي كربلا زدند

شعردرموردمحرم

شرمنده شد بهار ز گلزار کربلا / بلبل کند نوا که خزان محرم است


ما عاشقان لاله ی سرخِ پیمبریم / کز عطر او بهشت خداوند ، خرم است


صد مرده زنده میشود از ذکرِ یا حسین / مولای ما معلم عیسی بن مریم است


عیسی اگر در آخرِ عمرش به عرش رفت / قنداقه حسین ، شرف عرشِ اعظم است


با یوسفش مقایسه کردم ، نگار گفت : / او شاه مصر باشد ، این شاه عالم است


ما را نیازِ صید چمن نیست در بهار / روی حسینیان ، گل و این اشک شبنم است


ای صاحب عزا به عزاخانه ها بیا / یاران سینه زن همه در زیر پرچم است


گر وعده ی بهشت به ما می دهد بهار / ما نیستیم طالب ، رضوان مسلّم است


بر عاشقان ، سیاحت گلشن حرام شد / خاکم به سر که قامت سروِ علی خم است


ای آب ، بس کن این همه جوش و خروش را / در پیش چشم ما علی اصغر مجسم است


سقا ز تشنگان حرم شرمسار شد / شرمنده ی خجالت او نهرِ علقم است


ساقی تشنه تا که برون آمد از فرات / قربان غیرتش شود عالم ، اگر کم است


چون محتشم بخوان به پیمبر ز سوز دل / باز این چه شورش است که در خلق عالم است ؟
.
.



عالم از شور تو غرق هیجان است هنوز / نهضتت مایه الهام جهان است هنوز


بهر ویرانی و نابودی بنیان ستم / خون جوشان تو چون سیل ، دمان است هنوز


در فداکاری مردانه ات ای رهبر عشق / چشم ایام به حیرت ، نگران است هنوز


کربلای تو پیام آور خون است و خروش / مکتبت راهنمای همگان است هنوز


تا قیامت ز قیام تو قیامت برپاست / از قیام تو پیام تو عیان است هنوز


همه ماه محرم ، همه جا کرب و بلاست / در جهان موج جهاد تو روان است هنوز


جاودان بینمت اِستاده به پیکار ، دلیر / لا “اری الموت” تو را ورد زبان است هنوز


باغ خشکیده ی دین را تو ز خون دادی آب / نه عجب گر که شکوفا و جوان است هنوز


تربت پاک تو ای اسوه آزادی و عشق / سرمه دیده صاحب نظران است هنوز


خون گرمت زند آتش به سیه خرمن ظلم / که به خون تو دو صد شعله نهان است هنوز


انقلاب تو به ما درس فضیلت آموخت نقش اخلاص تو سرمشق جهان است هنوز


بر جبین «شفق» این لوحه گلرنگ غروب / هر شب از خون تو صد گونه نشان است هنوز


محمد حسین بهجتی ( شفق )

آموزشگاه شهید علی گرمابی...

ما را در سایت آموزشگاه شهید علی گرمابی دنبال می‌کنید

برچسب: شعردرموردمحرم, نویسنده: بازدید: 190 تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت: 9:50

صفحه بندی